CLICK HERE FOR BLOGGER TEMPLATES AND MYSPACE LAYOUTS »

۱۳۸۷ خرداد ۵, یکشنبه

ریاضی به روش مجید







زندگی یک مرد

زندگي آقايون از تولد تا بعد از مرگ!!!

1- شش سال اوّل زندگی:


• گريه نکن
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پی‌پی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن


2- دوره دبستان:


• موقع رفتن به مدرسه دير نکن
• پات رو تو جاميزی نکن
• ورقهای دفترت رو پاره نکن
• مدادت رو تو دهنت نکن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
• تخته پاک‌کن رو خيس نکن
• حياط مدرسه رو کثيف نکن
• با دخترهاي شمسی خانوم آمپول بازی نکن
• دست تو کيف بغل دستيت نکن
• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
• گچ رو پرت نکن
• تو راهرو سرو صدا نکن
• تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI بازی نکن


3- دوره راهنمايی:


• ترقّه بازی نکن
• SEGA بازی نکن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
• تو کوچه فوتبال بازی نکن
• دست تو جيبت نکن
• با مامانت کل‌کل نکن
• تو کلاس صحبت نکن
• بعد از ظهر سروصدا نکن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
• اتاقت رو شلوغ نکن
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
• عکس بد بد تماشا نکن
• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
• جرّ و بحث نکن


4- دوره دبيرستان:


• با کامپيوتر بازی نکن
• تو حموم معطّل نکن
• تقلّب نکن
• با دوستات موتورسواری نکن
• عصرها دير نکن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
• با بابات دعوا نکن
• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
• مردم‌آزاری نکن
• نصف شب سرو صدا نکن
• فيلم بد نگاه نکن
• وقتت رو با مجله تلف نکن

5- دوره دانشگاه:


• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴ ساعته چت نکن
• سر کلاس درس غيبت نکن
• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
• خيابون‌ها رو متر نکن
• تو سياست دخالت نکن
• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
• شب برای شام دير نکن
• با مأمور پليس کل‌کل نکن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
• موبايلت رو Reject نکن
• حذف پزشکی نکن
• آستين کوتاه تنت نکن
• همه رو دودره نکن


6- دوره سربازی:


• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بی‌احترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن


7- دوره شوهر بودن:


• با زنت شوخی نکن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
• به زنت خيانت نکن
• با دوستانت الواتی نکن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
• به زنهای ديگه نگاه نکن
• موبايلت رو قايم نکن
• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
• پولت رو خرج دوستات نکن
• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
• ريسک نکن
• بدون اجازه زنت هيچ کاری نکن


8- دوره پدر بودن:


• بچّه رو تنبيه نکن
• به بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
• به بچّه توهين نکن
• بچّه رو از بازی منع نکن
• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشويق نکن
• با بچّه کل‌کل نکن
• بچّه رو محدود نکن
• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
• آزادی بچّه رو محدود نکن
• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن


9- دوره پيری:


• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
• نوه‌هات رو لوس نکن
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
• به خاطراتت فکر نکن
• پولت رو خرج نکن
• هوس جوونی نکن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
• با زنت بی‌وفايی نکن
• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضايتی نکن
• لباس شاد تنت نکن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
• از گذشته ناله نکن
• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
• به آينده فکر نکن


10- دوره پس از مرگ !


• حالا ديگه دوره نکن نکن تموم شد! حالا هر غلطي دلت می‌خواد بکن...
• ...بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن
• ... بکن

• ... فقط خواهشا' با روح دختر شمسی خانوم کاری نداشته باش!!!

حکايات عهد بوق

کاتب: ابن مفتخور جمارانی

منبع سايت «نويسا»

حِكمت اعدام

در بلاد الطهران، ﻣﺤﻜﻮمی تازه از غربت به وطن برگشته - از زمرهء اصلاح طلبانی که پيشانی بر بيضهء اسلام ﻧﻬﻨﺪ و خوشدل باشند - در پای چوبهء دار رو به فقيه عظيم الشان ما کرده، اندوهناک پرسيد:

- چه چيز را در انتقام و اعدام نيکو بينيد؟! تو مرا می‌کشی، فرزند من فرزند تو را می‌کشد، فرزند زادهء تو فرزند زادهء مرا می‌کشد. تا به کی و چرا؟!

مقام معظم سرخری سپيدی ديدگان و دندان‌ها يکجا ﻧﻤﻮدار کرد! (به زبان عوام الناس: چشم غره‌ای رفت!) فرمود:

- تا چنان نشود که تو می‌گوئی، چنان کنيم تا من تو را بکشم، فرزند من فرزند تو را، و فرزند زادهء من فرزند زادهء تو را بکشد تا کار راست آيد! و اين بباشد تا ابد الآباد!

ﻣﺤﻜﻮم گفت:

- اين زﻧﺠﻴﺮ، درحلقه‌ای بايد که بگسلد!

شيخ ما فرمود:

- اين زﻧﺠﻴﺮ اگر بگسلد، تو رها گردی و من اﺳﻴﺮ شوم!

ﻣﺤﻜﻮم، با آوای زﻧﺠﻴﺮ دست و پايش، به جلاد منتظر اشاره کرد تا وی را هر چه زودتر خبه کند!

دموکراسی و وحشت

سياستمداری ﭘﻴﺮ عريضه‌ای را که با عمری تفحص و ﺗﺤﻘﻴﻖ نبشته بود به فقيه عاليقدر ما تسليم کرد که از ﺟﻤﻠﻪ در آن آمده بود: «مگر دموکراسی را عيب چه باشد که ﺷﻤﺎ از آن وحشت کنيد؟!»

شيخ عظيم الشان ما برحاشيهء آن مرقوم بفرمود: «ما از دموکراسی خوف ندارﻳﻢ، اين دموکراسی است که از ما خوفی عظيم در دل دارد! ﻫﻤﺎن طور که ما از ﺷﻤﺎ وحشتی ندارﻳﻢ، اين ﺷﻤﺎئيد که با ديدن ما زرد کنيد!»

سياست‌پيشهء ساﻟﺨﻮرده، کاغذ خود بگرفت و دستخط خود از آن سوا ﻧﻤﻮده، درجا بسوخت. آنگاه به زيرچوبهء داری که در درگاه قصر زمردين شيخ ما بر پای بود رفت. بر چهارچوبه فراز شد. چون ﭘﻬﻠﻮانی بر سکوی قهرمانی! حلقهء دار برگردن خود انداخت. به جلاد گفت: «سرنوشت را آماده‌ام! اگر زﺣﻤﺘﻰ نيست به چهارپايه لگد عنايت بفرمائيد!»

جلاد، خاکپای مبارک شيخ را بوسه داد. رخصت گرفت. آستين بالا زد و به جانب آن مرد روان شد. تا جلاد در رسد: آن «سرنوشت را آماده» نعره از جگر برکشيد: «بروم! باشد دموکراسی را در گورستان بياﺑﻢ که گويند در آن جا ﻫﻤﻪ يکسان پوشند و يکسان پوسند!»

چون غائله ختم آمد. شيخ دهان مبارک برگوش اين بنده ﻧﻬﺎده، پرسيدند: «اين دموکراسی چيست که خلايق اين روزها از آن سخن بسيار رانند؟!»

عرض کردم: «گويند ﻣﺤﺼﻮلی است فرنگی که مزاج حاکمان از آن ضعيف گردد!»

فرمود: «پنداشتم که جانوری است! ليکن خودمانيم ها، با آن که واقف به امر نبودﻳﻢ، پاسخ آن ملعون نيکو بگفتيم!»