يك درس از طبيعت!
*****************
اگر يک قورباغه تيزهوش و شاد را برداريد و داخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟
بيرون مي پرد !
درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست و بايد برود!
حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد و بعد ظرف را روي اجاق بگذاريد و به تدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...
چند دقيقه بعد به خودش مي گويد: ظاهرا آب گرم شده است .
تا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستان بالا رفتار و نگرش كوتاه نگرانه داشته باشيم و وقت را از دست بدهيم و ناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .
همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه ، هشيار و حساس باشيم و پيش از آن كه كار از كار بگذرد اقدامي بكنيم.
يك سوال ساده و در عين حال استراتژيك
اگر همين فردا صبح از خواب بيدار شويم و ببينيم که بيست کيلو چاق شدهايم نگران نميشويم؟
البته که مي شويم!
سراسيمه به يك متخصص يا يك بيمارستان تلفن مي زنيم :
الو ... الو ... ، کمک، کمک ، من چاق شدهام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه ، يک کيلو ماه آينده و مثلا ظرف 20 ماه اين امر اتفاق بيفتد... آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيم؟
معمولا نه ! با بي خيالي از کنارش مي گذريم.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! و... اين حوادث دفعتا اتفاق نميافتد. يک ذره امروز ، يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم : چرا اين اتفاق افتاد؟؟؟؟؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد. هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده ميشود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايند.
اصل قورباغهاي به ما هشدار ميدهد که مراقب تمايلات خود باشيم!
ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :
به کجا دارم مي روم؟
آيا من سالم تر، مناسب تر، شادتر ، ثروتمندتر ، داناتر و اساسا انسانتر از سال گذشته ام هستم؟
واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.
برگرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن - نوشته آندره متيوس
*****************
اگر يک قورباغه تيزهوش و شاد را برداريد و داخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه کار مي کند؟
بيرون مي پرد !
درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست و بايد برود!
حالا اگر همين قورباغه يا يکي از فاميلهايش را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد و بعد ظرف را روي اجاق بگذاريد و به تدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...
چند دقيقه بعد به خودش مي گويد: ظاهرا آب گرم شده است .
تا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستان بالا رفتار و نگرش كوتاه نگرانه داشته باشيم و وقت را از دست بدهيم و ناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .
همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه ، هشيار و حساس باشيم و پيش از آن كه كار از كار بگذرد اقدامي بكنيم.
يك سوال ساده و در عين حال استراتژيك
اگر همين فردا صبح از خواب بيدار شويم و ببينيم که بيست کيلو چاق شدهايم نگران نميشويم؟
البته که مي شويم!
سراسيمه به يك متخصص يا يك بيمارستان تلفن مي زنيم :
الو ... الو ... ، کمک، کمک ، من چاق شدهام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه ، يک کيلو ماه آينده و مثلا ظرف 20 ماه اين امر اتفاق بيفتد... آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيم؟
معمولا نه ! با بي خيالي از کنارش مي گذريم.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! و... اين حوادث دفعتا اتفاق نميافتد. يک ذره امروز ، يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم : چرا اين اتفاق افتاد؟؟؟؟؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد. هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده ميشود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايند.
اصل قورباغهاي به ما هشدار ميدهد که مراقب تمايلات خود باشيم!
ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :
به کجا دارم مي روم؟
آيا من سالم تر، مناسب تر، شادتر ، ثروتمندتر ، داناتر و اساسا انسانتر از سال گذشته ام هستم؟
واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.
برگرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن - نوشته آندره متيوس