CLICK HERE FOR BLOGGER TEMPLATES AND MYSPACE LAYOUTS »

۱۳۸۶ اسفند ۶, دوشنبه

شعر


نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي



از يه ترکه می پرسن: دوست داری توی تاکسی با کی بشينی؟ ميگه: با يه دختر خوشگل و خوش هیکل ناز نازی و نامزدش. ميگن: دیگه برای چی با نامزدش ؟ ميگه: اخه ميچسبن به هم، آنوقت جا برای من باز میشه!
------------------------------------------------
شوهر: انسان فقط وقتی ارزش خوشبختی و سعادت رو میفهمه که ازدواج کردهباشه. زن: اوه، واقعاً اینو از ته دل میگی؟ شوهر: پس چی که از ته دل میگم، البته اون موقع دیگه کار از کار گذشته!
-----------------------------------
دکتر تیمارستان: خوب حالا بگو ببینم تو کی هستی؟ دیوانه اولی: من پسر ناپلئون هستم. دیوانه دومی: دروغ میگه آقای دکتر، اون پسر من نیست. دکتر از مریضی که برای بار دوم اومده بود مطبش، پرسید:داروهایی که برات نوشته بودن موثر بودن؟ مریض میگه: آره آقای دکتر خیلی حالم خوب شد،فکر میکنم علتش اینه که درستعین دستورالعملی که روی شیشه دارو نوشته بود عمل کردم. دکتر میگه: مگه روی شیشه چی نوشته بود؟ مریض میگه: نوشته بود: در شیشه را محکم ببندید و در جای خنک نگهداری کنید.
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
از ترکه می پرسن وقتی مردی می خوای کجا دفنت کنن؟ میگه: خارج از شهر باشه، یک جای خوش آب و هوا، آخه دکتر گفته من آسم دارمهوای آلوده برام خوب نیست
-----------------------------------------------------------
سر میز شام، زن لباس تنش رو به شوهرش نشان میده و میگه: این لباسو نگاهکنه، هرکی منو نشناسه بیاد توی این خونه خیال میکنه من آشپزم نه خانم اینخونه. شوهرش هم درحالیکه داشت غذاشو میخورد میگه: اما اگه اینجا بمونه و شام روبخوره میفهمه که تو آشپز هم نیستی
************
از يه ترکه می پرسن: دوست داری توی تاکسی با کی بشينی؟ ميگه: با يه دختر خوشگل و خوش هیکل ناز نازی و نامزدش. ميگن: دیگه برای چی با نامزدش ؟ ميگه: اخه ميچسبن به هم، آنوقت جا برای من باز میشه!
*************


زن: عزيزم! يادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسيدم چرا ميخوای با من ازدواجكنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: ميخواهم يك نفر را در زندگی خوشبخت كنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت كردم ديگه
.زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو كه ممكن بود با تو ازدواج كنه!
*************
ترکه از یک یارو می پرسه: اسمت چیه؟
میگه: رستم
ترکه میگه: ترا خدا راست میگی یا میخوایی منو بترسونی؟
***************************************************
لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه
***************
لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه
***************
نيروي انتظامي گفت: در سال 85 ده درصد کاهش تلفات جاده اي داشته ايم تا سال 87 تلفات جاده اي به صفر خواهد رسيد و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهيم داشت
رييس جمهور ژاپن: اگر برق امريكا 2 ساعت قطع شود ما در تكنولوژي از امريكا پيشي ميگيريم.... احمدي نژاد: اگر برق ايران 2 ساعت قطع شود جمعيت ايران 2 برابر مي شود
روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه ميپرسن از كجابدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله ست ؟ميگه :زير پاهارو قلقلك ميديم هر كله كه خنديد ميفهميم مال اون كله ست
زندگي بر 3 ركن 1-اصلا عاشق نشو 2-اگه عاشق شدي براي معشوقت بمير 3- اگه مردي خاك بر سر بي جنبت

تركه نذر ميكنه آخر اسم بچه هاشو بذاره الله اولي رو ميذاره فتح الله دومي ميذاره يد الله سومي دختر ميشه مي ذاره سيندرالله
شيطان اعلام كرد تا مي توانيد گناه كنيد . سهميه ي سوخت آتش جهنم تموم شده
به ترکه ميگن چرا جورابات يه لنگش آبي يكي قرمز ؟ ميگه والا نميدونم بدبختي اينه كه يه جفت ديگه هم تو خونه دارم همين طوري
ترکه مي گن بابات مرده . ميگه نه بابا اصلا امکان نداره . ميگن : والله مرده ترکه مي گه تا حالا اصلا سابقه نداشته
عشق با لبخند شروع ميشود.با بوسه شکوفا ميشود.با گريه رشد ميکند.با 110 تمام ميشود
يه تركه راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم
اگه ديدي بچه اي كنار يك روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون كار بچه نيست تبليغ ايرانسله
عبارت ?کلاه سرت گذاشتن تا زانو? يعني چه؟ الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا. ج) تحويل پژو 405 با يک مأمور آتش نشاني در صندوق عقب. د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بـنـزيـن بزنم
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي‌كنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌كنند
تو يه عروسي اقوام داماد ميگن نون و پنير و نعنا مادر عروس شد تنها، پدر عروس ميشنوه وبلند ميگه نون و پنير و پونه پس من چوسم تو خونه؟
بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره
تركه با دوست دخترش ميره بيرون. دختره ميگه بريم پشت درختا؟ ترکه ميگه آره بريم منم جيش دارم
اماكن ديدني شهر رشت : 1 - كلوچه پزي پسر و پدران - 2- كتيبه زن با وفا 3- مجسمه مرد با غيرت 4- ميدان شهيد حلال زاده 5 - پارك زيبا وديدني دماغ
**************
ترکه توي جزيره آدمخوارها گير ميفته ميگه خدايا الان چطور ثابت کنم آدم نيستم
**************