۱۳۸۶ بهمن ۲۶, جمعه
سینما و دانشگاه
امتحان میان ترم = شُک
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۱۱:۱۸:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: جوک
جلسه هیئت دولت با صرف شربت و شیرینی پایان یافت...
بنا بر گزارش خبرنگار ویژه گزینه 11 جلسه هیئت دولت که دیروز با حضور رئیس جمهور برگزار شد، با صرف شربت و شیرینی مفصل پایان یافت.
در این جلسه رئیس جمهور با اشاره به موزهای چیده شده بر روی میز گفت: "به به عجب موزهایی". وی تاکید کرد برای مشکلات سوء تغذیه اعضای هیات دولت باید چاره ای اندیشید. در ادامه وزیر دارایی میزان هزینه این سور وسات را 100هزار تومان برای هر نفر اعلام کرد و گفت : با برنامه ریزی انجام شده در وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه به زودی این مبلغ تا سقف 200 هزار توان افزایش خواهد یافت. وی این رشد درصدی را بسیار مطلوب دانسته و با تاکید بر اثرات آن گفت:هیات وزیران امیدوار باشند که در پایان برنامه چهارم با وزن 150 کیلویی از این ساختمان خواهند رفت. این گفته وزیر اقتصاد با تشویق حاضران روبرو شد.
وزیر فرهنگ با تشکر از قربانعلی خانِ آبدارچی که سنگ تمام گذاشته است، گفت: وزارت ارشاد به زودی در نظر دارد جشنواره ای با عنوان جشنواره پذیرایی از وزرا برگزار کند. وی با اشاره به توان بالای عرصهی فرهنگ و هنر در برگزاری چنین جشنواره ای گفت: شرکت ها و موسسات خصوصی و بین المللی زیادی از سرتاسر دنیا برای شرکت در این جشنواره ابراز آمادگی کرده اند. شرکت موز" چیکیتا" و شکلات سازی" مترو" از این قبیل موسسات بین المللی هستند.
سخنران دیگر جلسهی هیئت دولت وزیر کار بود. وی این طرح را بسیار مفید و سودمند دانسته و افزود: این طرح حداقل برای 30 نفر ایجاد اشتغال خواهد کرد و این خود، قدم بزرگی در رفع مشکل اشتغال جوانان خواهد بود. با این برنامه نرخ بیکاری در کشور به میزان یک میلیاردم درصد کاهش خواهد یافت و آمار بیکاران از هشت میلیون وسیصدهزار نفر به رقم هشت میلیون و دویست و نود و نه هزار و نهصد و هفتاد نفر خواهد رسید که رقم قابل ملاحظه ای است و می توان گفت با این اقدام، دولت گام بزرگی در مسیر حل مشکل بیکاری جوانان برداشته شده است.
وزیربهداشت و درمان با تشکر و قدردانی از اقدامات انجام گرفته در مجموعهی دولت گفت: همکاران ارجمند نباید هیچ نگرانی نسبت به بهداشت مواد غذایی ارایه شده در جلسه داشته باشند، زیرا مجموعهی وزارت بهداشت صحت و سلامت آنها را تائید می کند . وی با عذرخواهی نسبت به مسموم شدن یکی از وزرا در هفتهی گذشته به خاطر استفاده از شیرینی و میوه گفت: طبق تحقیقات انجام شده ، مشکل پیش آمده در هفته گذشته ، به پر خوری وزیر محترم بر می گردد نه به اهمال و کوتاهی مسئول بهداشت غذایی. وی ابراز امیدواری کردند که وزیر محترم جلو شکم خود را نگه دارد تا در آینده با چنین مشکلاتی مواجه نشوند.
در پایان این جلسه، بررسی لایحه های آبرسانی به مناطق محروم و بازسازی مناطق جنگ زده و بررسی مشکلات چای کاران و برنج کاران و خربزه کاران و زعفران کاران به دلیل کمبود وقت به جلسهی آینده هیئت دولت موکول شد...
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۱۱:۱۰:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: حکایت
دخترک
همه چیز از زمانی شروع شد که او را برای اولین بار از پنجرهی بوفهی دانشگاه دید، که میخواست چایی بخرد. لحظه عجیبی بود! احساس عجیبی بهش دست داد. هیچ وقت این حالت در او پدیدار نگشته بود. قلبش همچون آتشفشان شروع به تپیدن کرده بود!
آری به دخترک دل بسته بود و نمیشد کاریش کرد! هر کجا که میرفت، سر کلاسهایش، توی اتوبوس، توی سلف، اتاق. همه جا و همیشه به او فکر میکرد و تصویرش را در ذهنش مجسم میکرد. قامت رعنایش، همچون درختان سنوبر زمستان، همواره در پیش دیدگانش،رقص گلهای خشخاش بهاری را تداعی می کرد. چادرش را که همچون شبهای بلند یلدا سیاه مینمود،او را به یاد کرسی گرم مادربزرگش می انداخت و صورتش را که نیمی از آن زیر چادرش پنهان بود و لبانش، که همچون نوشکوفه های زیبای بهاری قرمز بود، همواه او را به وجد می آورد.
هر بار که از کنارش رد میشد، جانی دوباره می گرفت! طپش قلبش شروع میشد، نبضش از کار میافتاد، پاهایش شروع به لرزیدن میکرد، صورتش از خوشحالی قرمز میشد؛ چشمانش کج و از فشار خونش خبری نبود!
میخواست با او حرف بزند اما نمیدانست چگونه؟ چه بگوید؟ فقط میخواست با او حرف بزند و به او بگوید دوستش دارد و عاشقش شده است. اما هر بار که میخواست به او ابراز علاقه کند، زبانش توان حرف زدن را از دست میداد و فرصت ها یکی پس از دیگری از دست میرفت و او همچنان احساس میکرد عاشق و عاشقتر میشود!
شب ها تا دیر وقت نمیخوابید و آهنگهای عاشقانه گوش میداد و اشعار عاشقانه میسرود! سر کلاسهایش نمیرفت و همیشه جلوی درِ دانشکده مکانیک، جایی که محل عبور همه دانشجویان بود، میایستاد تا شاید بتواند او را ببیند و او را به گوشهای فرا بخواند و حرف دلش را بزند!
عشق امانش را بریده بود! و دیگر نمیشد جلوی عشقش را بگیرد؛ با خود نیت کرده بود که اگر این بار بتواند با او حرف بزند، هزار تومان در صندوق صدقات دانشگاه بیاندازد.
یک روز که سر جای همیشگیاش ایستاده بود، او را که دید از دور داشت میآمد و همچنان نزدیک و نزدیکتر میگشت. طپش قلبش شروع شد و لرزش پاهایش شدیدتر! اما قبل از اینکه دوباره خود را ببازد، تمرکزی کرد و به خود اعتماد به نفسی عجیب داد که تا آن زمان سابقه نداشت؛ تصمیم خودش را گرفته بود. دخترک همانطور داشت نزدیکتر می آمد؛ پسرک دنبال حرفی میگشت تا با آن سر صحبت را با دخترک باز کند، جملات بسان رعد به ذهنش خطور می کرد و او دنبال زیباترین جمله عالم می گشت تا نثار قامت زیبایش کند؛ همچنان در کورسوی افکارش پرسه می زد که ناگهان دخترک را در کنار خود دید که میگوید: "بله آقا! بفرمایید! با من کاری دارید؟...آقا..." انگار پسرک او را صدا زده بود و خودش خبر نداشت! اما یک لحظه به خودش آمد و در یک چشم برهم زدن جمله ای را از سیاهچال قلبش گلچین کرد و بر زبان راند:"بببببخشید خخخخخانوم مممممیتونم جججزوه معارفتون ررررو بگیرم؟!!!" دخترک در حالیکه متعجب مینمود، با صدایی گرم و دلنشین گفت:"آقای محترم! من این ترم اصلا معارف ندارم!!! اما میتونم بهجایش، جزوه تنظیم خانواده بهتون بدم...!"
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۱۱:۰۵:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: حکایت
کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از زادروز، که از بیست سده پیش از زادروز، روزی به نام روز عشق بوده است!شنیدنی است بدانید که این روز در سالنمای کنونی ایرانی برابر است با 29 بهمن، یا تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت این روز با نام "روز عشق" به این گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( تندرستی، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت "بهترین راستی و پاکی" که باز ویژه خداوند است، روز چهارم شهریور "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که ویژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام ملی زمین است، یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی برپا می داشتند به فراخور نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" فرنام می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند.سپندار مذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم می نشینند. در این روز زنان به شوهران خود با مهر ارمغان می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها ارمغان داده و از آنها فرمانبرداری می کردند. برخی نیز روز مادر و زن را به نشانه زایش و مهربانی زمین در این روز می دانند.مردم ایران از آن میان مردم هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، روش زندگی، خوی، فلسفه زندگی و رویهمرفته جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) برگردانیم...
چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست؟
زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند(سپندار مذگان)، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۰۷:۵۵:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: متن
ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25 بهمن جشن گرفته ميشود.
* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركزاحساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيريعشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طردميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.
2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه وبالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانهتـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.كوپيد برخي اوقات آمور(AMOR) نيز ناميده ميگردد. همتاي كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس ((EROS نام دارد. 3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگاننماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق وگذشت.
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـلميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاهدسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آنميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد. 6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافتهشـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نمادعشق جاوداني و پايدار است.
7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.
8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه هاهنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافتكرده و آن را به يادگار با خود ميبردند. * ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.
* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.
* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.
* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد.
* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.
* در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است.
* هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم.
* جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام
JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند!
* كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند.
* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.
* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.
* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.
* پاپ اعظم GLASIUS فردي بود كه روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را الگو قرار داده و در خود متجلي مي ساختند.
* روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند.
* كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.
* روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد اعدام شد.
* برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند.
* برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز گرديده است.
* ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد.
* در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.
* در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.
* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد.
* در زمانهاي گذشته در ولز چنين مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست.."
* برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد. اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.
* كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.
* اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.
* در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.
* بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود .
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۰۷:۵۴:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: متن
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۰۷:۴۴:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: طنز
چرا
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۰۷:۳۹:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: جوک
Valentainet mobarak
ارسال شده توسط LORD R.A در ۱۱/۲۶/۱۳۸۶ ۰۷:۲۹:۰۰ ق.ظ. 0 نظرات
برچسبها: عکس









