CLICK HERE FOR BLOGGER TEMPLATES AND MYSPACE LAYOUTS »

۱۳۸۶ اسفند ۹, پنجشنبه

طالع بینی از روی کارت سوخت

اين طالع بيني با توجه به مقدار بنزين مصرفي يک فرد در دوره هاي ابتدايي ، وسطي و آخرين هر زمان هاي سهميه بندي افراد را تحليل مي کند.
گروه الف)افراد اين گروه کساني هستند که سهميه ي بنزين خود را در يک سوم ابتدايي دوره سهميه بندي مصرف مي کنند . اين گونه افراد که بيشتر متولدين مرداد و دي و خرداد در اين گروه قرار ميگيرند ذهن شيک و با کلاسي دارند که باعث ميشود زندگي آنها نيز شيک و با کلاس شود. اين افراد بهترين گزينه براي زماني هستند که شما کارت سوخت خود را همراه نداريد ! به راحتي سهميه بنزين خود را در اختيار شما قرار ميدهند و حتي اگر دليل قانع کننده اي داشته باشيد خوش حال هم ميشوند .
صفات برجسته ي افراد گروه الف، اجتماعي ، خوش مشرب ، معتقد مي باشد .
روابط کاري افراد گروه الف :دو فرد در گروه الف در تجارت با يکديگر به شدت مواجه با خطر هستند ، اين گونه تعاملات بيشتر با شکست مواجه ميشود ولي در صورت پيروزي مي تواند از شيرين ترين پيروزي ها باشد که سود هر دو طرف بيش از آنچه تصور ميشد خواهد بود.
روابط عشقي :دو فرد از اين گروه مي توانند رابطه ي دوستي بسيار عالي داشته باشند و به عنوان دو دوست سال ها با هم در ارتباط باشند ، ولي در مسئله ي ازدواج در صورتي که درآمدي ثابت و ماهيانه نداشته باشند به زودي با مشکلات زيادي مواجه ميشند.
گروه ب)افراد اين گروه کساني هستند که در يک سوم مياني دوره سهميه بندي بيشترين مقدار مصرف بنزين را دارند. اين افراد که بيشتر متولدين ارديبهشت و بهمن مي باشند اکثرا داراي هوش متوسط رو به بالا هستند که تمايل به داشتن شغل آزاد مانند مغازه داري ، نجاري و ... دارند.در صورتي که از ايشان درخواست چند ليتر بنزين کنيد از شما درغ نخواهد کرد ولي اگر اين کار را تکرار کنيد يک روز به طور کامل با شما قطع ارتباط خواهند کرد و جواب سلام شما را هم با لنگه کفش ميدهند.لباسهاي مورد علاقه اين افراد معمولا لباسهاي ساده با رنگ هاي تيره – که کمتر جلب توجه ميکند – پليورهاي گرم ، و کاپشن هاي سبک بهاره مي باشد که هم در فصل پاييز و بهار آنها را با اين لباس ها ميبينيد و هم در زمستان . افرادي خود دار ، مطين (متين) ، آرام ، مفيد که سعي ميکنند با بزرگي و ابهت خود مرکز توجه ديگران باشند.
روابط کاري گروه ب)در تجارت اين دسته از افراد با هم کمتر پيش مي آيد که به نتيجه اي که براي آن نقشه کشيده بودند برسند شايد شرايطس پيش بيايد که نتيجه بهتر از پيشبيني ها باشد ولي اکثرا چنين نيست و نتايج بدست آمده راضي کننده نخواهند بود.روابط کاري اين افراد با افراد گروه الف به هيچ وجه توصيه نمي شود . چون شوق و اشتياق آنان هيچ وقت همسان نخواهد بود .
روابط عشقي :دو فرد از اين گروه ميتوانند سال ها با هم به خوبي زندگي کنند ، البته به اين شرط که زندگي را شروع کنند ! افراد اين گروه عمدتا دير ازدواج ميکنند ولي موفق خواهند بود .
مرد گروه ب با زن گروه الف ميتوانند زوج خوبي باشند البته اگر دير بچه دار شوند و يا اگر زود بچه دار شدند مرد براي بدست آوردن پول بيشتر براي اداره زندگي اظافه کاري کند ! توضيح آنچه گفته شد بسيار طولاني است و در حد و نياز اين طالع بيني نيست . اگر يکي از دو شرطي که براي موفقيت اين زوج – در رابطه با بچه- گفته شد رعايت نشود ، طرفين بايد تعقل و تفکر بيشتري را براي نگه داشتن زندگي خود به خرج دهند.
زن گروه ب با مرد گروه الف نيز ميتوانند زندگي موفقي داشته باشند ، يک زندگي ايده آل ، آرام ، که مي تواند حسادت خيلي ها را بر انگيزد ، ولي به آن خوبي که از بيرون ديده ميشود نيست .
گروه ج)اين گروه افرادي هستند که بيشتر سهميه بنزين خود را در يک سوم پاياني دوره مصرف ميکنند.اين افراد که بيشتر متولدين شهريور و مهر را مي توان در اين گروه جاي داد ، به هيچ وجه فزول نيستند ، و نبايد حرکت هاي متهورانه اي از اين گونه افراد انتظار داشت . اگر از ايشان در خواست کنيد که کارت سوختشان را در اختيار شما قرار دهند بي وقفه اين کار را انجام ميدهند ولي به هيچ وجه از کار خود و در خواست شما رضايت نخواهند داشت . شايد در آخر دوره سهميه بندي در صورت اضافه آمد سهميه بنزينشان اين کار شما را فراموش کنند ولي سعي کنيد حد خود را نگه داريد و اين کار را نکنيد.
روابط کاري گروه ج)اگر شريکي از گروه ج داريد به راحتي به او اعتماد کنيد و منابع را در اختيار او قرار دهيد آنها را حدر نميدهد.ولي خودتان براي شرکت در مناقصه ها برويد .اگر براي چنين فردي کار ميکنيد خواهيد ديد که براي خريد آهن آلات و اشياء قابل لمس بسيار راحت تر از نرم افزار و اشياء غير قابل لمس پول ميدهند پول دادن بابت چيزي که نمي بينند برايشان غير قابل تحمل است پس اگر قرار است براي چنين فردي نرم افزاري تهيه کنيد ،تا پول فاز قبلي را نگرفتيد فاز بعدي را شروع نکنيد که از کيسه يتان خواهد رفت ...
روابط عشقي :بيشتر با عقل عاشق ميشوند تا با دل ، در سن بالا ازدواج ميکنند و بنيان خانواده ي خود را محکم پايه ريزي ميکنند. پدر خوبي نيست ولي فرزندان بسيار خوبي خواهد داشت ، زيرا آنها را لوس نميکند و همين باعث مي شود که او را دوست بدارند ، اين قانون طبيعت است ! ازدواج دو فرد از اين گروه مي تواند آغاز يک سلسله ي فاميلي قوي باشد .
رابطه ي افراد گروه ج با گروه ب :در مورد رابطه ي افراد گروه ج با افراد گروه ب چيز خاصي نميتوان گفت آغاز زندگي ايشان با تفاهم خواهد بود و با اندگي گذشت که خودشان هم متوجه آن نمي شوند زندگي معمولي را دنبال خواهد کرد . احتمال جدا شدن آنها کم است ولي وجود دارد ولي حتي پس از طلاق هم با هم دوست خواهند ماند .
رابطه ي افراد گروه ج با گروه الف :اگر قرار بر ازدواج است ، وجود دوران نامزدي براي چنين رابطه اي بسيار مهم است و به شدت توصيه ميشود که حد اقل چند ماه را به صورت نامزد در کنار هم باشند.فرد گروه الف مي تواند به اين ارتباط گرمي دهد ولي با سردي فرد گروه ج بر خورد ميکند . اين ميتواند بسيار خطر ناک باشد و جدايي زودرس را وعده دهد ! و واي بر روزي که فرد گروه ج متولد ماه شهريور و يال بز باشد. اگر فرد گروه ج متولد ماه مهر و سال مار باشد اندکي اين رابطه وضع بهتري پيدا ميکند ولي باز هم رابطه ي محکمي نخواهد بود.
گروه (د)اين گروه افرادي هستند که آنقدر سهميه خود را مصرف نميکنند تا آخر دوره همه آن ميسوزد . در مورد اين افراد فقط ميتوان گفت که بايد از ايشان دوري کرد. هيچ گاه مامور خريد را چنين فردي قرار ندهيد زيرا هميشه ناراضي خواهدي بود. البته احتمال دارد نگذارند که سهميه سوختشان بسوزد و آن را بفروشند که اين نيز بسيار ناشايست است !
گروه (ه)اين گروه را افرادي تشکيل ميدهند که به طور متناسب در کل طول دوره و بنا بر نياز خود سهميه سوخت خود را مصرف ميکنند و از استرس هاي بيجا بدورند و بدون ترس و واهمه از آنچه پيش خواهد آمد زندگي خواهند کرد. هر گونه ارتباط با اين گونه افراد شديدا توصيه ميشود.آنچه در مورد افراد اين گروه بيش از همه جالب توجه است اين است که به شدت کمياب و غير قابل دسترس هستند در بين جمعيت ميليوني تهران تعدادي انگشت شمار بيش ديده نشده اند ...

علت قبول نشدن در کنکور

هموطن-طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند
.4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند
.5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند
.6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند
.7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند
.8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند
.9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند
.10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است
.11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند
.12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتوانداميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

سير تکامل آقا پسرها
سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم
سير تکامل دختر خانمهاسن{البته اگه تکاملی وجود داشته باشه }
14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

اختراعات و اکتشافات مردان و زنان

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!
مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد. زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!
مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!
مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد . زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!
مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود!

خاله پیرزن در قرن ما

























بعضی وقتها










خرگوشها خودکشی میکنند












۱۳۸۶ اسفند ۸, چهارشنبه

بدون شرح!!!!!!!!!!



۱۳۸۶ اسفند ۶, دوشنبه

شعر


نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي



از يه ترکه می پرسن: دوست داری توی تاکسی با کی بشينی؟ ميگه: با يه دختر خوشگل و خوش هیکل ناز نازی و نامزدش. ميگن: دیگه برای چی با نامزدش ؟ ميگه: اخه ميچسبن به هم، آنوقت جا برای من باز میشه!
------------------------------------------------
شوهر: انسان فقط وقتی ارزش خوشبختی و سعادت رو میفهمه که ازدواج کردهباشه. زن: اوه، واقعاً اینو از ته دل میگی؟ شوهر: پس چی که از ته دل میگم، البته اون موقع دیگه کار از کار گذشته!
-----------------------------------
دکتر تیمارستان: خوب حالا بگو ببینم تو کی هستی؟ دیوانه اولی: من پسر ناپلئون هستم. دیوانه دومی: دروغ میگه آقای دکتر، اون پسر من نیست. دکتر از مریضی که برای بار دوم اومده بود مطبش، پرسید:داروهایی که برات نوشته بودن موثر بودن؟ مریض میگه: آره آقای دکتر خیلی حالم خوب شد،فکر میکنم علتش اینه که درستعین دستورالعملی که روی شیشه دارو نوشته بود عمل کردم. دکتر میگه: مگه روی شیشه چی نوشته بود؟ مریض میگه: نوشته بود: در شیشه را محکم ببندید و در جای خنک نگهداری کنید.
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
از ترکه می پرسن وقتی مردی می خوای کجا دفنت کنن؟ میگه: خارج از شهر باشه، یک جای خوش آب و هوا، آخه دکتر گفته من آسم دارمهوای آلوده برام خوب نیست
-----------------------------------------------------------
سر میز شام، زن لباس تنش رو به شوهرش نشان میده و میگه: این لباسو نگاهکنه، هرکی منو نشناسه بیاد توی این خونه خیال میکنه من آشپزم نه خانم اینخونه. شوهرش هم درحالیکه داشت غذاشو میخورد میگه: اما اگه اینجا بمونه و شام روبخوره میفهمه که تو آشپز هم نیستی
************
از يه ترکه می پرسن: دوست داری توی تاکسی با کی بشينی؟ ميگه: با يه دختر خوشگل و خوش هیکل ناز نازی و نامزدش. ميگن: دیگه برای چی با نامزدش ؟ ميگه: اخه ميچسبن به هم، آنوقت جا برای من باز میشه!
*************


زن: عزيزم! يادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسيدم چرا ميخوای با من ازدواجكنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب يادمه، گفتم: ميخواهم يك نفر را در زندگی خوشبخت كنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت كردم ديگه
.زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو كه ممكن بود با تو ازدواج كنه!
*************
ترکه از یک یارو می پرسه: اسمت چیه؟
میگه: رستم
ترکه میگه: ترا خدا راست میگی یا میخوایی منو بترسونی؟
***************************************************
لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه
***************
لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه
***************
نيروي انتظامي گفت: در سال 85 ده درصد کاهش تلفات جاده اي داشته ايم تا سال 87 تلفات جاده اي به صفر خواهد رسيد و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهيم داشت
رييس جمهور ژاپن: اگر برق امريكا 2 ساعت قطع شود ما در تكنولوژي از امريكا پيشي ميگيريم.... احمدي نژاد: اگر برق ايران 2 ساعت قطع شود جمعيت ايران 2 برابر مي شود
روز 40 تا كله رو با 40 تا پاچه ميندازن تو ديگ و از تركه ميپرسن از كجابدونيم كدوم پاچه مال كدوم كله ست ؟ميگه :زير پاهارو قلقلك ميديم هر كله كه خنديد ميفهميم مال اون كله ست
زندگي بر 3 ركن 1-اصلا عاشق نشو 2-اگه عاشق شدي براي معشوقت بمير 3- اگه مردي خاك بر سر بي جنبت

تركه نذر ميكنه آخر اسم بچه هاشو بذاره الله اولي رو ميذاره فتح الله دومي ميذاره يد الله سومي دختر ميشه مي ذاره سيندرالله
شيطان اعلام كرد تا مي توانيد گناه كنيد . سهميه ي سوخت آتش جهنم تموم شده
به ترکه ميگن چرا جورابات يه لنگش آبي يكي قرمز ؟ ميگه والا نميدونم بدبختي اينه كه يه جفت ديگه هم تو خونه دارم همين طوري
ترکه مي گن بابات مرده . ميگه نه بابا اصلا امکان نداره . ميگن : والله مرده ترکه مي گه تا حالا اصلا سابقه نداشته
عشق با لبخند شروع ميشود.با بوسه شکوفا ميشود.با گريه رشد ميکند.با 110 تمام ميشود
يه تركه راديولوژيست مي شه يه مريض مياد جواب عكسشو بگيره بهش مي گه يه دنده سمت راست قفسه سينتون شكسته كه من تو فتو شاپ واستون درستش كردم
اگه ديدي بچه اي كنار يك روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون كار بچه نيست تبليغ ايرانسله
عبارت ?کلاه سرت گذاشتن تا زانو? يعني چه؟ الف) فروش پرايد دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحويل ال نود تا پس فردا. ج) تحويل پژو 405 با يک مأمور آتش نشاني در صندوق عقب. د) من مادرم مريضه، کارت سوختتو بده، چند ليتر بـنـزيـن بزنم
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي‌كنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌كنند
تو يه عروسي اقوام داماد ميگن نون و پنير و نعنا مادر عروس شد تنها، پدر عروس ميشنوه وبلند ميگه نون و پنير و پونه پس من چوسم تو خونه؟
بوش اعلام كرده بدون شك سه نقطه از قم هدف اصلي موشك هاي ما خواهد بود, لره مي گه چرت مي گه قم 2 تا نقطه بيشتر نداره ,ترگه گفت هر جفتشون زر مي زنن گم كه اصلا نقطه نداره
تركه با دوست دخترش ميره بيرون. دختره ميگه بريم پشت درختا؟ ترکه ميگه آره بريم منم جيش دارم
اماكن ديدني شهر رشت : 1 - كلوچه پزي پسر و پدران - 2- كتيبه زن با وفا 3- مجسمه مرد با غيرت 4- ميدان شهيد حلال زاده 5 - پارك زيبا وديدني دماغ
**************
ترکه توي جزيره آدمخوارها گير ميفته ميگه خدايا الان چطور ثابت کنم آدم نيستم
**************

۱۳۸۶ اسفند ۴, شنبه

معرفی استاد جدیدیان


اسم : ابراهیم
نام خانوادگی : جدیدیان
شهرت : پاییز (دانشجو می ندازه مثل برگ درخت)
سابقه : می گه دانشگاه آزاد گرمسار تدریس می کرده
توصیه به دوستان
هرگز پیله به جوجه استاد مکن****** گر نمره بحق نداد فریاد مکن



صد بار بگیر درس او را و بیفت ******* با زاری و عجز خاطرش شاد مکن

خر کیف یعنی چی؟؟؟

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :"
نه اینجا
نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن "•
خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي
مهندس!•
خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی
می خواد پیاده شه
بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو
اینترنت بچرخی!
خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی
شده!
خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره
تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!
خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که دانشجویین!"
خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه:
خوشگل خانوم!
خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی
و بری باهاش ناهار بخوری!
خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون
بیشتر شه!
خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو
جا بذاره!
هر کس هنوز نفهمیده خر کیف یعنی چی بگه تا بازم توضیح بدم

سیر تکامل یا زوال

هشدار: زوال "سبيليسم" در آينده نزديك!
بررسي سير تاريخي روابط اجتماعي زن و مرد از 50 سال پيش تا 500 سال بعد، خبر از نابودي سبيليسم! به عنوان ميراث مردانگي گذشتگان مي‌دهد كه زمزمه هاي آن از هم‌اكنون به گوش مي‌رسد. با خواندن داستانك زير به عمق اين فاجعه پي مي‌بريد. اميد كه ما را دريابيد و دريابند...!
سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته‌اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلويشان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغر مردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي‌گفت خرس قطبي. تازه خود داداش هم گفته كه ميخواد برام شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي‌گويد: خدا سايه مرد را از سر خونه‌اي دور نداره!
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي‌شود و پس از اينكه كمي جنم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست فرياد مي‌زند: دختره چشم سفيد حالا واسه من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي‌گويند آقا رضا غيرتت رو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي‌خواهد شلوار مدل برمودايي و مانو بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگه اجنبي‌ها بهش نوبل صلح را بدهند مردم چي مي‌گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي‌گويد: مرد چرا حالا شلوغش مي‌كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده همين ... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر پدر قبول مي‌كند كه دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي‌كند و مادر مي‌گويد: مرد خدا سايه تو را از سر ما كم نكند!
سال 1352
فرياد مرد خانواده تمام كوچه را پر مي‌كند؛ چي؟! مي‌خواهد برود سر كار؟! يعني من اينقدر بي‌غيرت شده‌ام كه دخترم بره سر كار و پول بياره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اينكه بابت اين بي‌آبرويي از رو نعش من رد شويد... كسي كه از روي نعش مرد خانواده رد نمي‌شود، ولي دختر خانواده هم بعد از چند ماه با وجود غرغرهاي پدر بالاخره سر كار مي‌رود. صداي مادر خانواده به گوش مي‌رسد: مرد خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1387
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه اومدي خواستگاريم گفتم دلم نمي‌خواد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند گفتي: دوره اين امل‌بازي‌ ها گذشته ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن گفتم چشم! آن اول هم حق طلاق را هم از ما گرفتي حالا هم مي‌گويي بنشينم توي خانه بچه‌داري كنم؟
زن: عزيزم مگر چه اشكالي دارد؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي‌گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمه ماشينت مي‌رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگهداري كني هم خرجمان كم مي‌شود و هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبت پدر و مادر رنج نمي‌برد... آفرين عزيزم... خدا سايه‌ات را (فعلا) سر ما نگه دارد!
سال1582
راديو موج FM شبكه پيام (صداي يك خانم): با اعلام ساعت نه شب. شما خانم‌هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي‌دهم. به گزارش خبر گزاري بانوپرس دقايقي قبل سايه آخرين نمونه نادر از موجودي سبيلو يا همان "مرد" از روي كره زمين محو شد!! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخه زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد.. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبر هاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز خواهم بود... دينگ دينگ!
سال 1882
چند تا مرد دور هم نشسته‌اند و در حالي كه سبزي پاك مي‌كنند آهسته مشغول تبادل نظر هستند.
- آره... مي‌گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شده مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن‌ها چقدر از ما سوء استفاده مي‌كنند؟ تا وقتي خونه بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها رو ياد بگيريم و توسري بخوريم. بعد هم بدون مشورت زنمان مي‌دهند و زنمان هم ما را استثمار مي‌كند...
- خب مي‌گفتم ... اسم اين جنبش "سيبيليسم" است و... در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گل سبزي كشيده مي‌شود! زن مي‌گويد: خدا سايه شما مردها را از سر سبزي‌ها كم نكند!!!

طالع بینی

ستاره بخت و اقبال شما در سال جدید!!!؛
متولدين فروردين ماه:
دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد و احتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!
متولدين ارديبهشت ماه:
اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك مي گوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا رکسانا است يا مرسده و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا جغتای (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقهه اي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.
متولدين خردادماه:
همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني مي باشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا مي شود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان مي دهند).
متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز چند ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان مي باشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول مي شويد.
متولدين مردادماه:
داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نمي باشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با وبلاگ از ما بهترون، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.
متولدين شهريور:
اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد، دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت: «كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد مي خورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.
متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل مي شود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل مي شوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.
متولدين آبان ماه:
تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه مي شود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.
متولدين آذرماه:
ای جووونمم..... عجب اختر بختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق مي شوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بود، البته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی باهوشند؛ و اما خانمها شما در واحد دانشگاهی هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه تابان پیام نور با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت ده هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)
متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور مي مانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دو سال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول مي شويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ما همين جوري شما خواهر یا برادر عزیز را دكتر قبول داريم!!
متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود ساعت ۱۲ از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين مي كنيم.
متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من، ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار مي شود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضی پس از چند ترم آب خنك خوردن در دانشگاه پیام نور محل، به همان مدرك ليسانس راضي مي شوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كنند.

خیانت در آغوش یار










چرا این هفته کسی ریشاشو نزده ؟؟؟

ویندوز XP



۱۳۸۶ اسفند ۲, پنجشنبه

مجلس شورای اسلامی